وقتی رفتار دور و بریهای کروبی را در این انتخابات اخیر میبینم، بیشتر مطمئن میشوم که از بین گزینههای موجود موسوی انتخاب معقولتری است. هرچقدر هم کروبی بیاید و در مورد مسائل و مطالبات شفاف صحبت کند و مطالبات این طبقه خاموش را نمایندگی کند باز هم از نظر من سکاندار کشتی این دسته از آدمهای جامعه، کروبی نیست. کروبی بارها نشان داده که خودش از همه چیز مهمتر است. حاضر است به هر قیمتی در صحنه حاضر باشد. چیزی که کدیور امروز به عنوان نقطه قوت کروبی یاد میکند و میگوید ایشان اولین نفری بودند که اعلام کاندیداتوری کردند برای من نشانه تکروی و خودخواهی کروبی است.
اینکه تیم بهتری دور و بر کروبی است هم دردی دوا نمیکند. اصلاحطلبان دیروز که از خاتمی کینه به دل دارند در همان زمان حضور خاتمی به جبهه کروبی رفتند تا نشان دهند که قضیه چیزی فراتر از طرفداری از شیخ اصلاحات است! بیشتر به یک تسویه حساب شخصی میماند و نه چیز دیگر. برای همین هم این قضیه برای کروبی از نظر من امتیازی محسوب نمیشود. کروبی برای بردن دست به هر کاری میزند از وعده 50 هزار تومانی سری قبل گرفته تا جمع کردن آرای طبقه متوسط و خواهان اصلاحات جامعه. برای همه ما آشکار است که در جامعهای زندگی میکنیم که مطالبات بعدی از کاندید منتخب عملا بیمعنی است. یعنی حتی بر فرض دادن شعارهای جذاب و وعدههای آنچنانی اگر فردای انتخاب طرف یکی از آنها را هم اجرا نکرد، دستمان به جایی بند نیست. نهایت امر میتوان دفعه بعد رای را از او دریغ کرد که تصدیق میکنید تاثیری به حال ما ندارد. همین که موسوی یک دوره فترت طولانی دارد به نظر من نکته مثبتی است. درست است که آزمون و خطا در این سیستم کار اشتباهی است اما از نظر من اثرش بهتر است از آزموده را دوباره آزمودن.
اگر خاتمی میماند بهترین گزینه بود. علیرغم تجربه شکست خورده قبلی به خاطر حجم رایی که داشت و اینکه مردم این بار سطح توقعشان با توجه به خصوصیات اخلاقی خاتمی در سطح معقولتری قرار میگرفت،میتوانست نکته مثبتی باشد. به هرحال خاتمی کنار رفته و شرایط فعلی بغرنج است. اما حداقل موسوی و اطرافیانش تیشه تخریب کاندیدای مقابل را به دست نگرفتهاند. کافی است به سخنان اصلاحطلبان دیروز و حامیان امروز کروبی در این چند روز دقت کنید. خبرگزاری فارس همه را در صفحه اولش تیتر میکند چون زحمت جناح مقابل را کم میکند. مثلا کرباسچی در اصفهان به این جنبش سبز رنگ تاخته و گفته باید دنبال مطالبات مردم بود! درحالیکه همه میدانند که یکی از راههای تهییج و گرم کردن تنور انتخابات همین حرکتهای هیجانی و تبلیغاتی است. مگر شعار Change اوباما برد تبلیغاتی پیدا نکرد!؟ همین جمله هوشمندانه کل آمریکا را درنوردید. اما جناح همسو اصلاحطلب این حرکت را برنمیتابد. به همین راحتی. یا کدیور خاتمی را زیر سوال برده که باید بیاید توضیح دهد چرا از موسوی حمایت کرده!؟ میبینید لحن طلبکارانه اصلاحطلب بزرگ سابق را. مثل اینکه خاتمی قبلش باید میآمده و با ایشان صلاح و مشورت میکرده و حال که کنار رفته کروبی را برمیگزیده است! یا زیدآبادی باز هم برای نفی اثر خاتمی در جامعه گفته که رای خاتمی همهاش به سبد موسوی نمیرود و خاتمی اساسا نظرش این قدر تاثیر ندارد.
اینکه نظر خاتمی نباید ملاک رای دادن مردم باشد حرفی منطقی است ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم تاثیر حضور خاتمی در کمپین موسوی را نمیشود نادیده گرفت و این همان چیزی است که دوستان سابق و دشمنان فعلی را میچزاند. سخنان حاج فرج دباغ را هم بخوانید و به همه این موارد اضافه کنید. نتیجه آنکه وقتی خود جنبش اصلاحطلبی برای خودش دل نمیسوزاند نمیشود انتظار داشت که طرف مقابل از هر کاری برای پیروزی فروگذار نکند. به هرحال با اینکه در این دوره برای من انتخاب اصلحی وجود ندارد، اما من با توجه به جمیع جهات موسوی را انتخاب معقولتری میدانم.
بعضی از این حامیان کروبی جوری برخورد میکنن که انگار ما(حامیان موسوی) دشمنشونیم! کلا فراموش کردن که ما یه هدف مشترک داریم ...من که هیچ وقت با طرفدارهای کروبی بحث نمیکنم...حضور اونا و رای دادنشون خوبه!
===============================================================
آره حضور مهم تره. اما این وسط بد نیست گریزی زده بشه به این بحثها تا انتخاب بهتری صورت بگیره
رضا جون : بخشی از حرفات رو قبول دارم ولی آیا فکرنمی کنی رئیس جمهور دهم اگر غیر از احمدی نژاد باشد باید صاحب کمی Testicle باشد تا بتواند بافشار ابر قدرتها (.... - روحانیت سنتی -اصولگرایان شکست خورده - مجلس نهم - بسیجی ها - سپاهی ها - کفن پوشها و ..... )هماوردی کند . از میر حسین که واقعا" بعید است مرد این میدان باشد شاید "شیخ لر" بهمان صفاتی که شرح دادی از عهده این مهم براید . در هر حال باید در مرحله اول همه را دعوت به پای صندوق کرد .. این شعار را هم توزیع کرد :
بازیافت زباله یعنی رای دوباره
================================================================
من فکر میکنم کروبی در همان مواقع لازم به جای استفاده از قدرت لری اش به مسامحه روی میآورد و راضی کردن آن طرفی ها. به هر حال همانطور که گفتید مهم در حال حاضر شرکت است در مرحله اول. شعار شما را هم پخش میکنیم در کنار این شعار که سبز شویم تا قهوه ایمان نکنند
ba goornevesht movafegham, be nazaram een dalil ke bayad be mosavi ray bedam chon ehtemal e barandeh shodanesh bar asas e nazar sanji bishtareh khaili estedlal e ghavi nemitooneh basheh, man too sobhat hay e een baba hichi nemibinam, hatta hazer nist az osol gara boodan e khodesh ham dast bekesheh hala behesh ray bedam chon maslan nesf +1 gharareh behesh ray bedan?estedlalesh dar mored e joda boodan e ghova o mobarra doonestan e khodesh az eshkalat e doran e nokhast vazirish be nazaram khaili maskhareh o zanandast. . jenab e malakeh khatami ham az har ki mikhad tarafdari koneh... dar majmoo hamashoon gohan!
در مورد تعریف اصلاح طلبی فکر کنم خوب منظورم رو نگرفتی. اینکه تمکین گفتمان دموکراسی و قانون دموکراتیک و ... اسمش اصلاح طلبیه باهات موافقم. ولی به شرطی که چنین چیزهای زیبای تئوریکی به منصه حضور هم برسه. به عبارتی دو قضیه است یکی اینکه من کروبی رو اصلاح طلب به اون معنی که تو مد نظرته نمی شناسم. حتی به اندازه خاتمی. دوم اینکه وقتی چنین امکانی اساسا در سطح جامعه وجود نداشته باشه وقتی رییس جمهوری فعلی انتخاب بشه دیگه بحث تئوریکش بی معنیه. به عبارتی اجماع پشت سر موسوی که انتخابش محتمل تره فرصت این گفتمان رو فراهم میکنه. فرصت برای اقلیت رو حتی اگر خودش اصلاح طلب صرف نباشه. وگرنه میشه هر دوره رفت به یکی رای داد که اعتقادش به همون اصول اصلح طلبی تو بیشتر باشه - که در مورد کروبی نیست تازه- و هر 4 سال شکست خورد تا کلا اصلاح طلبی فراموش بشه. اما در مورد حاج فرج به گواهی همین وبلاگ و و وبلاگ سارای مموایر من از 5-6 سال پیش هم همین اسم رو در مورد سروش به کار می بردم. به خاطر شریعتمداری و گفتمان اونا نیست. چون اسمش این بوده و به نظرم بیشتر هم بهش میاد. و اون جمله در مورد سروش به معنی تخطئه شرکت در مناظره نیست. بلکه اشاره به تئوریزه کردن هم اصولی داره که امروز خودش داره چوبش رومیخوره. هم این آدمها این تیپی اواخر 60 یا اواسط هفتاد به همین نتایج رسیدن ولی چون سروش کارش تئوریزه کردن قضیه است الان تو داری بهش استناد میکنی. در مورد نقش واقعی و حقیقی هم نمیشه الان به ضرس قاطع گفت. باید صبر کرد و دید . اگر بر فرض محال کروبی انتخاب شد اون وقت این آدمها چقدر نقش واقعی بازی میکنند. موسوی به هر حال جمعیت هدفش رو گذاشته اقشار کم در آمد که هرچند از نظر من نقطه ضعفه ولی شانس بردش رو بیشتر میکنه. چون این طبقه متوسط و بالای جامعه هنوز گرفتار تئوری توهم توطئه هستن و در شش و بش رای دادن و رای ندادن . پس برای اینکه بتونه اون جمعیت رو از دست نده مجبوره از مشارکت فاصله بگیره تا تبلیغات منفی علیه اش کم بشه.
بر خلاف تو٬ اصلاح طلبی از نظر من جمع شدن پشت سر کاندیدایی که اسمن اصلاح طلبه و امکان رای آوری یا اجماع بیشتری داره نیست. اگر به قول تو اصلاح طلبی تعریف خاص خودش رو داشته که نداره و ذاتن نمیتونه هم تعریف اختصاصی داشته باشه٬ رای دادن به کاندیدایی که تنها خاصیتش رای آوریه و احتمال برنده شدن دورترین تعریف به اصلاح طلبی و از ویژگی های اصلی منفعت طلبیه. منظورم این نیست که کسی که به میرحسین رای میده الزامن منفعت طلبه اما کدیور اگر میره پشت کاندیدایی که رای نمیاره دیگه چه منفعت مهمی براش داره که برچسب منفعت طلبی بخوره؟! اصلاح طلبی از نظر من تمکین گفتمان دموکراسی٬ قانون دموکراتیک٬ و علی الخصوص احترام به حقوق فردیه. گفتمانی که سروش -همون که به لطف نصیری و شریعتمداری به اسم «حاج فرج دباغ» صداش میزنی و شریعتمداری اسم جدید «عبد السیا» رو هم براش ساخته که میتونی تو متن های آینده ات ازش استفاده کنی- از اواخر دههی ۶۰ تئوریزه کرد و خاتمی با استفادهی نسبتن صحیح از اون انتخاب شد و بین طبقهی متوسط ایران محبوب. تو کتاب فروشی که رفتی کتاب مدارا و مدیریت سروش رو تورقی کن و ببین دارم از چی حرف می زنم. در عین حال اواخر دههی ۶۰ یعنی شروع طرح مباحث آزادی فردی و سکولاریزم دینی توسط سروش همون زمانیه که تو میگی موسوی نباید به خاطر عملکردش قضاوت بشه اما در عین حال حاج فرج رو به اتهام مناظره و نه عملکرد سال ۵۸ و ۵۹ محکوم می کنی! از نظر من کاندیدایی کاندیدای اصلاح طلبی محسوب میشه که این گفتمان رو بولد کنه و رای به اون هم رای به این گفتمان محسوب بشه. به خاطر همینه که اگه برگردیم به شرایط سال ۸۴ و من باز بخوام بین کروبی و معین انتخاب کنم٬ دوباره معین رو انتخاب می کنم و رای آوری کروبی رو ملاک قرار نمیدم.
در مورد بقیهی حرفات هم که با محتوای بعضی هاشون موافقم و مشخصه در انتخاب مصداق اختلاف نظر داریم. در مورد خاتمی و مشارکت من حرفم همونه و اگر کسی غیر از من و تو که طبعن نمی تونیم هم رو این روزا قانع کنیم مطلب رو بخونه میتونه قضاوت کنه. وقتی برای من کروبی و میرحسین فرق زیادی نمیکنن نگاه میکنم به تیمشون. برای من علاقه شخصی به مهاجرانی یا سروش یا قوچانی (اینها کسایی هستند که احتمالا من بهشون علاقه مندم) دلیل رای دادن به کروبی نیست چه علاقه من به سروش باعث نشد در سال ۸۴ به کروبی رای بدم و هنوز هم از رایم برنگشتم و علاقه من به محمدرضا خاتمی یا حجاریان کم از علافه ام به قوچانی و مهاجرانی نداره. یه دلیل مهم من برای رای دادن به کروبی اینه که کسانی مثل کرباسچی٬ عبدی٬ نجفی٬ ابطحی٬ (که البته به زعم تو خرچنگ مردابند!)و ... دارن تو اردوی کروبی نقش واقعی بازی می کنند و در مقابل در اردوی میرحسین امثال عطریانفر٬ زنگنه٬ محمدرضا خاتمی٬ حجاریان٬ و ... حضور اسمی دارند و میرحسین نمام سعیش رو میکنه تا ازشون فاصله بگیره. امروز مسیح مهاجری و ابوطالب خیلی به سخنگوی موسوی شبیهترند تا محمدرضا خاتمی و عطریانفر. به خاطر همینه که ادعا می کنم کروبی امروز رپرزنتتیو بهتریه برای گفتمان اصلاحات تا میرحسین موسوی.
vali man be karroobi raay midam,be nazaram bahs aslan mousavi ya karoobi nist, dor e aval har ki khast bee har ki ray bedeh dor dovom raees jomhor aziz ba mousavi ya karoobi mireh bala o ma ham be mousavi ya karoobi ray midim vasalam:) be nazaram ghazieh davay e karoobi mousavi ham ghazieh salmoonihast ke vaghti bkar mishan sar e ham ro mizanan..... be nazaram entekhab ha ham be haddi hadeaghalieh ke to sobh man mitoonam az moosavi bad begam o to az karoobi o haj faraj agha....dar nahayat dardi dava nemisheh chon midoonim faghat dobal e gohi hastim ke kamtar boo bedeh!
================================================================
اگر همه اینها هم درست باشه.منطق حکم میکنه به کسی رای بدی که احتمال پیروزیش بیشتر باشه که فعلا همه آمارها به سمت موسوی سنگینی میکنه
salam, man ham bayad be na char yeki az in 2 nafar ro entekhab konam, vali mishe link bedin ke koja khatami elame hemayat az mousavi karde? man in jomlaro barha az tarafdarane mousavi shenidam vali jaee nadidam.baraye man felan inke be mousavi ray bedam ya karroubi vazeh nist
===============================================================
والله من الان لینکش رو ندارم در دست. ولی تو تمام خبرگزاری ها هست. فکر کنم اگر سرچ کنی نامه انصراف خاتمی رو از کاندیداتوری بتونی پداش کنی
من هنوز گيجم در اين مورد چون موسوي واسم واقعن مثل هندوانه در بسته است - با ازدواج اشتباه نشه D:- هيچ هيچي دربارهاش نميدونم مگر كنار كشيدن خاتمي به نفع موسوي... و كروبي هم گزينهي دلچسبي به نظر نمياد مگر در مورد اينكه احتمال ميره انحصارطلب نباشه و خيليها رو بعدن بازي بده
================================================================
ناتالی جان این بازی دادن خیلی ها جزء مزیتهاش نیست جزء معایبشه
1- دقیقا معنی حرف من رای ناگزیزه. یعنی موسوی برای من کاندید جذابی نیست ولی در شرایط فعلی بهترین عنصره. اما اینکه من به کروبی رای نمیدم در مرحله دوم تفسیر اشتباهیه. چون اونجا بین دو نفر مجبورم یک انتخاب ناگزیر دیگه بکنم که خوب قطعا رای من کروبی خواهد بود با همه اون خصوصیات که گفتم و تو هم مجدد بهش اشاره کردی
2- اما من نگفتم بابت سکوت اش جایزه بدیم بهش. گفتم سکوتش و نبودش یک امتیازه بابت اینکه نمیدونی با چه آدمی طرف هستی. پست اجرایی در این سالها نداشته. امتحان پس نداده هنوز. حالا هی بگیم که سال 67 چرا اون کار رو کردی و چرا این کار رو نکردی. تمام شخصتیهای همین سیستم فعلی کارنامه اشون مشابه موسویه و شاید بارها بدتر هم هست. اما اینکه چرا سکوت میکنه میتونه یک استراتژی باشه که شاید من هم قبولش نداشته باشم ولی این سکوت دلیل نمیشه به شلوغ کاریهای کروبی و دار و دسته فعلی اش دل بدم
3- من هم به خاتمی نقد دارم بسیار زیاد. به همین گواهی وبلاگ نوشتم که چقدر کار بدی کرد که اینجوری اومد و کنار رفت در حالیکه گزینه اصلاح طلبان عملا موسوی نبود. اما اینکه خودش همچین ادعایی کرده باشه که من شخصیت کاریزماتیک م و نقش پدرخوانده رو بازی کنه فکر نکنم تا حالا بهش اذعان کرده باشه. این نقشیه که ما دوست داریم خاتمی داشته باشه در حالیکه خودش ثابت کرده که چنین شخصیتی نداره ولی اینکه وزنه تاثیرگذاریه منکرش نمیشه شد و اینکه باید مشورت میکرده فکر کنم خاتمی بهتر از هر کسی کروبی رو می شناسه پس اگر نرفته طرفش و موسوی رو ترجیح داده حتما برای خودش دلیلی داشته که میتونه برای ما قابل قبول باشه یا نباشه ولی این حقی برای ما ایجاد نمیکنه که به این خاطر بهش خرده بگیریم که چرا موسوی آره و کروبی نه! در مورد مستقل بودن هم فکر کنم خودش هم چنین ادعایی کرد از اول. خاتمی هم زمانی که اومد دفعه اول کاندید مستقل بود که بعد احزاب نصفه نیمه دورش جمع شدن. اتفاقا به نظرم مشارکت حزبه چون علیرغم اینکه خیلی هاشون مخالف طرفداری از موسوی بودن در نهایت به رای گیری که تو حزب انجام شد تن دادن و همه رفتن پشت سر موسوی. الان آدمهایی که دور کروبی هستن هرکدوم یک فازی دارن که فکر کنم بر فرض انتخاب شدن باز هم در اون مطالباتی که تو بهش اشاره میکنی تاثیری نذاره
4- اینکه وزن اش مشخص میشه را تا حدودی قبول دارم. اگر خاتمی می موند و کروبی و موسوی هم می موندن بهترین حالت بود که وزن همه به صورت عملی مشخص می شد و شاید دیگه این بحثها پیش نمی اومد اما شاید همون ترس از دست دادن پرستیژ باعث شد خاتمی کنار بره. اما اینکه کدیور اصلاح طلب سابق است نه فعلی فکر کنم به این خاطر نیست که با خاتمی مخالفت کرده . به این خاطره که اصلاح طلبی تعریف خاص خودش رو داره. برای من اصلاح طلبی در وضع فعلی می شود سعی برای روی کار آمدن یک کاندید اصلاح طلب که شانس برنده شدن اش بیشتر باشه و در نتیجه همه برای برنده شدن اش بسیج بشن . اما اینکه ما دنبال منافع خودمون باشیم و حتی با ریسک قبول شکست بریم پشت طرف مقابل و تازه این چنین طرف دیگر رو بکوبیم اسمش نمیشه اصلاح طلبی. کدیور زمانی رفت پشت کروبی که خاتمی در صحنه بود. فکر کنم موافق باشی که رای خاتمی به هرصورت از کروبی بیشتر بوده و هست و این معنی اش برای من میشه بی اهمیت بودن کل جریان اصلاح طلبی فارغ از اشخاص
5- در مورد این آدمها صفاتی که به کار بردی شاید درست باشه ولی همراه شدن با اونها به خاطر خاطره خوبی که داریم دلیل نمیشه که از کاندید مورد طرفداریشون طرفداری کنیم. در مورد حاج فرج هم بهتره وارد بحث نشم که خیلی طولانی تر از این حرفها است داستانش ولی اون مناظره های تلویزیونی اول انقلاب با چپی ها و توده ای ها فکر کنم خیلی چیزها رو بهتر بازگو کنه.
موافقم رضا...کروبی و یارانش بشدت موجودات لج آوری شده اند....
==========================================================
دقیقا
۱- معنی حرفهایی که زدی انتخاب بهتر نیست٬ انتخاب ناگزیره. یعنی با این همه ایرادی که کروبی داره اگر احیانن کارش به مرحله دوم بکشه و در مقابل احمدی نژاد قرار بگیره٬ برای تو رای دادن به کروبی معنی نداره. در حقیقت از نظر تو تنها گزینه اصلاح طلبان در حال حاضر میرحسین موسویه و بس. وگرنه رای دادن به کسی که خودش از همه مهمتره و میخواد در هر صورتی در صحنه باشه و دروغ میگه و عمل نمیکنه که اصولن دردی رو دوا نمی کنه.
۲- چرا باید سکوت موسوی جایزه بگیره؟ آخرین خاطره از موسوی اسلام ناب محمدی ضد امریکاییه که به پشتوانه اش رنگ پاشیدند به دست کسایی که آستین کوتاه می پوشیدند. چرا موسوی امروز سکوت می کنه؟ میخواد به قول تو مردم تهییج نشن؟ خب اگه مردم تهییج نشن٬ نتیجه اش میشه همین نظر سنجی هایی که توش احمدی نژاد ۵۴٪ رای داره. اتفاقن تو جامعهی مظلوم پرست ما کروبی و اطرافیان به گفتهی تو کینهایش دارن چهرهی مظلومتری از موسوی نایس ساکت می سازن و موسوی باید جدن ازشون متشکر باشه.
۳- خاتمی اگه میخواد نقش کاریزمای بلامنازع اصلاحات رو بازی کنه بسم اله. این گوی و این میدان! ممکنه وزن زیادی داشته باشه اما من فکر نمی کنم وزنش اون قدر باشه که یک تنه رای همه رو جلب کنه. نشونهاش این همه انتخابات که تابلوی خاتمی گرهای از کار فروبستهی کسی نگشود. اگر صحبت کاریزما و شخصیت برتر مطرح نیست وظیفه داشته که مشورت کنه. وظیفه داشته که انتخاب کاندیدای بعدی رو تمکین کنه. جمله یا من میام یا میرحسین در حالی که کاندیدای اکثر احزاب اصلاح طلب خاتمی بوده معنی نداره. باید می گفت من نمیام و به کسی که شما انتخاب می کنید رای میدم. اون وقت اگه همین حجم اصلاح طلبان می رفتند پشت میرحسین من هم بهش رای می دادم. اما حالا چی؟ کاندیدا در توافق دو نفره انتخاب شده و اصلاح طلبان موظفند که ازش حمایت کنند و هیچی هم نخوان و الگویی باشن برای مردمی که به میرحسین رای میدن تا اونا هم خفه بشن و چیزی نخوان و منت کسی رو سرشون باشه که دفع ضرر احمدی نژاد میکنه. مشارکت که نزدیکترین حزب به خاتمی بود (و امروز دیگه به نظر من حزب نیست چون اون همه آدم در مقابل شخص خاتمی و نظر او هیچی نیستند) تا دو هفته بعد از کنار کشیدن خاتمی و توصیه او به رای دادن به میرحسین گیج بود. یعنی حتی با مشارکت هماهنگ هم نکرده بود. این ها چه جور حزبی هستند که هیچ قدرتی در انتخاب کاندیداشون ندارن. الان وضعیت جوریه که میرحسین پاسخگوی هیچکس نیست و این که احزاب پشت سرش چه مطالباتی دارند مشکل خودشونه. چیزی هم نمیگه تا مردم یه وقت متوقع نشن!!! به این جور کاندیداها هم میگن کاندیدای مستقل!
۴- نیازی به اومدن خاتمی نبود. اتفاقن خاتمی با گفتن جمله «رای به میرحسین رای به منه» کاملن داره وزن اجتماعی خودش رو هم ارزیابی میکنه در حالی که پرستیژ خودش رو به خطر نمیندازه. اصولن خاتمی اهل هزینه دادن و در افتادن نیست که بخواد از حیثیت و آبروی خودش مایه بذاره. همین قدر که بعد از مدتها غیر مستقیم جلوی کروبی در اومده خیلیه. حالا نه تنها خودش رو در معرض انتخاب گذاشته بلکه اشتباه تاریخی این دوره اش رو هم به ورطه آزمون گذاشته. شیوهی مشورت نکردن و نظر کسی رو جلب نکردن و یک تنه به جای همه تصمیم گرفتن باید آزمون پس بده و من واقعن متاسف میشم که این کمپلکس بیمار سربلند از آزمون تاریخی بیرون بیاد. از نظر من کسانی که خصوصن بعد از معرفی میرحسین به عنوان کاندیدای خاتمی رفتند (از جمله یار غار ایشون یعنی ابطحی) پشت کروبی لااقل اینقدر برای خودشون احترام و شعور قائل بودند که نذارن یکی دربست به جاشون تصمیم بگیره. نحوهی پاسخ دادن جلایی پور تو دانشگاه شریف رو ببین. بیچاره مدام گفته من اینقدر نفوذی ندارم تو ستاد موسوی و دقیقن نمیتونم جواب کارهاش رو بدم! کدیور اصلاحطلب سابقه چون با خاتمی مخالفه؟ پس تعارف ملاک نبودن خاتمی دیگه چیه؟ خاتمی عین تعریف اصلاحاته که کدیور در صورت مخالفت با او میشه سابقن اصلاحطلب!
۵- نگران خبرگزاری فارس نباش. برو روزنامهی جمهوری اسلامی رو ببین که امروز جشن گرفته بود که آقای مهاجری اینقدر پیش موسوی کردیت داره که جلوی سخنرانی حجاریان تو قم رو بگیره. راست میگی؛ ابطحی دلقک و کرباسچی فرصت طلب و عبدی حزب باد و مهاجرانی کینه ای و زیدآبادی آدم فروش رو باید ول کرد و پز همراه شدن ابوطالب و افروغ و مهاجری رو داد. وقتی ابراهیم نبوی فاطمه رجبی رو سوژه طنز میکنه باید خروشید و نبوی رو نویسنده خارج نشینی خوند که استعدادش رو حروم کرده و از رجبی حمایت کرد اما اگه کسی به حاج فرج دباغ گفت سردمدار حرکت شنیع انقلاب فرهنگی دم نزد و نگفت که من هم از همون روز اول عضو شورا بودم و اتفاقن دانشجویان چپ چون پشتشون به امثال بنده گرم بود انقلاب فرهنگی راه انداختند.