گورنوشت جان پیش درآمد مطلبت در مورد انتخاب هیجانی و استدلالهای بعدی گزارهء درستی است اما فکر کنم برای من و حداقل تعداد زیادی از افراد در این انتخابات فعلی صدق نمیکند. شاید اگر خاتمی کاندید میشد به خاطر نوع شخصیتاش و خاطراتمان یک انتخاب هیجانی صورت میدادیم و برایش کلی دلیل ریز و درشت هم ردیف میکردیم. اما در انتخابات فعلی با وجود چنین کاندیدهایی که هیچکدام مطلوب کامل نیستند، انتخابمان بعد از بالا و پایین کردنهای بسیار و با دلچرکینی انجام گرفته است.
همانطور که خودت گفتی و در پست قبلی هم اشاره شد در این مرحله شرکت مهمتر است تا دعوا بر سر انتخاب اصلح. اما این وسط فکر کنم بد نباشد به مواردی اشاره کنم:
اساسا برای من جای سوال است که پرسش از اعدامهای 67 و انقلاب فرهنگی قرار است چه دردی از من و توی امروز دوا کند؟! اینکه آدمهایی که خود را اصلاحطلب میدانند و دنبال تغییر هستند در هر میتینگ قضیه خاوران و انقلاب فرهنگی را به میان میکشند نشانه چیست!؟ اینکه در آن زمان موسوی چه فکر میکرده و چگونه موضع میگرفته دخلی به امروزش ندارد لزوما. تمامی آدمهای اصلاحطلب این مجموعه سابقه مشابهی داشتهاند. پس ملاک نمیتواند آن باشد. به اضافه اینکه ما با پرسیدن این سوال دنبال چه جوابی هستیم؟! مثلا اگر موسوی بگوید من اشتباه کردم قضیه حل میشود؟! وضعیت امروزمان یکباره عوض میشود؟! اعدامهای 67 در ظرف زمان و مکان خودش باید دیده شود. اینکه فرقهای که شاید منفورترین فرقه نزد حکومتیان باشد دست به حمله نظامی میزند و اینها هم در جواب همه باقیماندگان را اعدام میکنند چندان چیز عجیبی نیست. این وسط تعدادی هم بیگناه اعدام شدهاند اما مگر خاصیت هر حرکت انقلابی و هیجانی همین آسیبهای جانبی نیست؟! این آدمها که این سوالات را از موسوی میپرسند دنبال چیزی نیستند. چون اگر فکر میکردند میفهمیدند که اگر موسوی چیزی برخلاف اصول نظام بگوید صلاحیتش که تایید نمیشود هیچ؛ کلی هم حاشیه برای خودش درست میکند که با این وضع شکننده اصلاحطلبان ابلهانه است. این سوالات بیشتر به مذاق همان مهاجران نسل اولی خوش میآید فقط. برای اینکه این گرد بیتفاوتی را بپاشند تا مثلا رای ندادن مردم نشانه مخالفتشان باشد! انقلاب فرهنگی هم داستانی است مثل همان قضیه. اصلا موسوی یک نفره دانشگاه را در آن زمان تعطیل کرده! خوب شد؟! حالا چه باید کرد!؟ مثلا کارنامه کروبی خیلی درخشان است!؟ یا حتی خود خاتمی ! مگر سال 76 به جز معدودی کسی خاتمی را میشناخت؟!بعد از استعفا از وزارت ارشاد چه حرکت عمدهای در جامعه کرده بود؟! حالا موسوی را با این چوب میرانیم که 20 سال است سکوت کرده! منظور این است که آنچه سالها پیش اتفاق افتاده مربوط به عصر خودش بوده. به تجربه همان زمان. مگر خودمان در زندگی بارها کارهایی نکردیم که بعدا فهمیدیم تصمیمات بهتر هم میتوانستیم بگیریم!؟ این خصوصیت گذر زمان و همان ظرف زمان و مکان است.
اما اینکه موسوی گفتمانش از جنس ما نیست و بیشتر جمعیت هدفش را همان طبقه فرودست تشکیل داده از نظر من اقدام عاقلانهای است. طبقه متوسط و بالای جامعه ما علیرغم تحصیلات بالاتر هنوز که هنوز است گیر قضیه رای دادن و ندادن است! یعنی هنوز در ابتداییترین قسمتش مانده است! مردمان طبقه ضعیف جامعه با اینکه فشارهای اقتصادی بیشتر بر آنها وارد میشود به همراه طبقه اصولگرا و سنتی همیشه و همه وقت رای دادهاند. آن هم به کسی که خواستههای ثابت آنها را که همان ارزشها و در کنارش مسائل اقتصادی بوده؛ رعایت کرده است. یا نهایتا گوش به حرف امام جماعت مسجد محلشان یا مجتهدشان دادهاند و اصلح را انتخاب کردهاند. اما این ور وضع چگونه است؟! سر هر انتخابات کلی وقت و انرژی فقط صرف این میشود که چه تفسیری از رایشان میشود و در مورد نتایج رای ندادنشان کلی سناریو مینویسند. بعد هم یک تعدادی دقیقه 90 رای میدهند که دیگر کار از کار گذشته است. اساسا این مردم، مردم موج هستند. نمیتوانند تحمل کنند. اگر یک بار هم مثل دوره خاتمی چنان موجی ایجاد شد، نمیگذارند قضایا نهادینه شود. انتخابات بعدی میروند و به کسی رای میدهند که 180 درجه فرق میکند و نتیجه آن هم مشخص است. بارها شنیدهای که میگویند رای ما فرمالیته است هرکسی از صندوق بخواهد در میآید. بعد وقتی 2 خرداد را به یادشان میآوری مثل داییجان ناپلئون آن را هم توطئه و برنامه از پیش تعیین شده میدانند. یا همین طبقه متوسط میروند به احمدینژاد رای میدهند با این استدلال که هر 3 قوه دست خودشان باشد تا بهانهای نداشته باشند! و انواع و اقسام این تفسیرهای تستیکولار-فیکشنال. من در همین اطرافیان نزدیک و دوستان خودم کسی را سراغ ندارم - یا اگر هم باشند از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمیکنند- که به طور مستمر رای داده باشند. یک بار به بهانه نبودن کاندید مناسب یک بار به بهانه مبارزه منفی یک بار به دلیل دیگر. اگر هم دادهاند یک خط در میان با کلی خواهش و تمنا بوده است. اما من به جز یک دوره از شوراها - دوره دوم- همیشه رای دادهام حتی در خبرگان هم شرکت کردهام، چه باور دارم که بین 0 و 1 هم فاصله وجود دارد. اگر همین الان انتخابات دو کاندید داشت یعنی فقط محسن رضایی در صحنه بود باز هم میرفتم و رای میدادم. اما حیف که آدمهای طبقه متوسط حاضر نیستند برای بهتر شدن حتی به میزان اندک قدمی بردارند. گاهی فکر میکنم این مردم اساسا با مصدر "دادن" مشکل دارند. حالا هرچقدر هم بگویی آن یک چیز دیگر است به کتشان نمیرود.
انتخابات مثل CPR است. ما خیلی از اوقات میدانیم مریض مرده است. فایدهای ندارد اقدامات ما! اما باز هم لوله میگذاریم و ماساژ میدهیم تا آنچه از دستمان میآمده انجام داده باشیم. حالا هرچقدر این ایست قلبی درصد برگشتنش بیشتر باشد فعالیتهای ما بیشتر میشود. دقیقا مثل الان که امید تغییر داریم. اگر از سلامت انتخابات نگران هستیم میشود رفت به عنوان ناظر پای صندوق ایستاد و امکان تخلف را گرفت. اما حاضر به این کار هم نیستیم انتظار داریم از غیب کسی بیاید و همه کارها را راست و ریس کند و ما هم با کلی خواهش و تمنا یک برگه داخل صندوق بیندازیم فقط (اینها را داخل پرانتز گفتم برای آن کسانی که رای نمیدهند)!
اما برگردیم به موضوع خودمان. پس من به موسوی حق میدهم که گفتمانی انتخاب کند که شانس پیروزی بیشتری برایش به ارمغان بیاورد. خود را دربست اصلاحطلب نشان ندادن برای پرهیز از حملات طرف مقابل اقدام عاقلانهای است. چون این طبقه متوسط اساسا قابل پیشبینی نیستند. به هر سازشان هم که برقصی باز یک استدلالی میآورند که توجیهی باشد برای شرکت نکردنشان. روی قوم بنیاسرائیل را هم سفید کردهاند.
اما از سوی دیگر کارنامه طرفین فکر کنم جالبتر باشد. اگر موسوی 20 سال دور بوده اما لااقل در آن دوران سخت جنگ مملکت را چرخاند. درست است آن موقع در کودکیمان هیچ انتخابی نبود. همه جا تعاونی بود و کوپن و صف . اما آنقدرها هم سخت نگذشت. این به نظرم یک تجربه موفق بوده. اما از آن ور کارنامه اجرایی کروبی چه نکته مثبتی دارد؟!اینکه پیگیر پروندههای قضایی و زندانیان سیاسی بوده آیا توفیری هم به حال آن آدمها داشته!؟ همین ویدیوهایی که share کردی را ببین همهاش حرف است. برای به عمل نرسیدن هرکدامشان هم توجیه میاورد. یا حرف ابلهانه زیدآبادی که گفته چون کروبی با ساسی مانکن دیدار کرده من به او رای میدهم. آیا صرف دیدن آن آدم مشکلات را حل میکند؟! آیا فردا مثلا این آدم میتواند کنسرت بدهد یا آلبوم بیرون دهد؟! من که بعید میدانم چون سابقهاش این را میگوید. به همه اینها اضافه کن کروبی دوره قبل به چه دلیل کاندید شد؟! مگر معین کاندید اصلاح طلبان نبود!؟ آن موقع هم آمد تا نشان دهد مشارکت و اطرافیان آنها را اصلاحطلب نمیداند و خودش تنها شیخ اصلاحات است. آن موقع آمد با شعار 50 هزار تومانی و جلب رای طبقه فرودست. اما الان که احمدینژاد دست به نقد 80 هزار تومان میدهد شیفت کرده به همان طبقه متوسط و حرفهای قشنگ میزند. مگر همین کروبی و به قولی اصلاحطلبان میانهرو نبودند که مشارکت را متهم به تندروی و هزینه دادن برای اصلاحات میکردند؟! چطور است امروز عبدی که جزء همان تندروها طبقهبندی میشد زیر علم کروبی سینه میزند یا زیدآبادی نیز؟!اینها همان سوالاتی است که پاسخی ندارد! اساسا علت اینکه تمامی احزاب بزرگ اصلاحطلب از موسوی حمایت کردند و نه کروبی چه دلیلی دارد!؟ پدرکشتگی که ندارند! فکر کنم آنها و بهتر از همه آدمها خاتمی بداند که گفتمان اصلاحطلبی با چه کسی احتمال نهادینه شدنش بیشتر است! حالا هرچقدر هم یک طرف شعار بدهد و طرف دیگر طفره برود.به همه اینها اضافه کن که من ترجیح میدهم به کسی رای دهم که همسرش یک آدم دانشگاهی است. آدمی است که هربار خواستند موسوی را تهدید به انصراف کنند گفتند که عکسهای بیحجابش را پخش میکنند. اما آن طرف چه؟! به قول دوستی در گودر که نوشته بود وقتی فاطمه کروبی را در گوگل سرچ میکنیم بالاترین لینکاش این است: مگر ما مردهایم که هدیه تهرانی مجری شبکه صبا شود!
هرجند من خودم رایم به کروبیه احتمالا ولی باهات موافقم خصوصا در مورد گذشته و سابقه ها. همه این آدمهایی که الان در سیستم هستند گذشته تقریبا مشابهی دارند. حتی خود کروبی هم گدشته درخشانی نداره که متفاوت باشه با موسوی یا بهتر باشه. شاید مهمتر از گدشته ها خط مشی کلی آدمها در گذر زمان هست. همینه که یک کم من رو نگران میکنه از موسوی چون مدتها به دور بوده و الان پیداش شده. کروبی رو میشه حدس زد ولی موسوی رو نه
=================================================================
آره علی جون نگرانی ها قابل درکه. برای همین هم هست که آدم با طیب خاطر رای نمیده ولی من ترجیح میدم به کسی رای بدم که اجماع اصلاح طلبان روی اونه. نه کروبی که هرکی ناراضی بوده دور و برش جمع شده و تهش اگر برنده باشه با این حجم تندروهای دور و برش هیچ کار مفیدی نتونه بکنه
momkeneh :) man bar khalaf e baezi ha asabani nemisham ageh behem began ke chon chand saleh injam, oonja ro yadam rafteh...harchand ke daram miam ke raay bedam :) vali 2 masaleh ro ghaati mikoni, aval gofti gozashteh che dakhli be alan dareh baed alan migi hichki nemitooneh javab bedeh... avali ro nemipzarim dovomi ro chon to migi ghabul mikonam :) omidvaram ba vojodi ke kharejam mashmool e oon hokm e kollit ke harki kharejeh har chi migeh baray e delsard kardaneh o folan o bahman nabasham :)
=================================================================
بحث خارج بودن و اینا درسته. میدونی آدم وقتی تو یه محیط دیگه میره زندگی میکنه کم کم یه چیزایی که و اقعا هم عادی و حق مسلمه براش عادت میشه بعد انتظار داره جاهای دیگه هم اینجوری باشه که خوب نیست. من هنوز هم میگم گذشته میتونه دخلی به امروز نداشته باشه میتونه نداشته باشه یا نداره لزوما با نداره بالکل فرق میکنه.
البته که در مورد تغییر حق با تو هست، ولی گاهی این تغییر با نون به نرخ روز خوردن قاطی میشه، من طرفدار موسوی هستم در مورد همسر تحصیل کردهاش هم حق با شماست، اما عجب لیست بلند بالا و وسوسه بر انگیزی رضایی رو خوانی کرد!!! آخرش هم همش میگفت ما شعار نمیدهیم ( که البته اگر از حق نگذریم به نکات خوبی اشاره کرد که ۱۰۰ البته نصفش را نصفه اون ۱۷ میلیون متوجه نمیشند!) به عبارتی یکی به نعل میزد یکی به میخ، هر کسی که براش این لیست را نوشته بود فرد با هوشی بوده! خدا عاقبت ما را بخیر بکنه، اینجا که ازهر کی میپرسی رائ میدی بهمون میخنده!!! انگار نه انگار که منافع ما در اینجا و خانوادهها و دوستانمون در اونجا اهمیت داره، نمیدونم چرا مثل روز روشن بی اعتبار شدن و تحقیر ملیتمون را به واسطه حرفهای یک نادان نمیبینند؟ شاید هم از اون گروه افرادی هستند هر کی ازشون بپرسه اهل کجایی؟ میگن آذربایجان! خلاصه اینکه با این لیستی که رضایی خواند یاد این افتادم: سنگ بزرگ نشونه نزدنه!!!
=================================================================
میدونی همین مشکل اون ور آبیهاست. براشون فرقی نمیکنه که چی داره تو ایران میگذره. اگر هم کامنتی میدن جهت دلسرد کردن مردم و تشویق به رای ندادنه. از خودخواهی آدمها است این فقط! در مورد رضایی فکر کنم نهایتا یک دور از رو متن نوشته شده قبلش خونده بود :ی سنگ بزرگ که چه عرض کنم همون شعارزدگی تعریف درستیه.
در مورد نون به نرخ روز خوری هم موافقم سخته خط کشیدن بین این دوتا. آخر هم نمیشه دقیق تعیین کرد نیت آدمها رو. ما فرض رو میذاریم بر برائت :ی
كروبي الحق كه ادم جالبيه !!
ميگم اين روزاي روزاي جالبين ... روزاي سياسي !!
داغ داغ !
روزاي ما !
چقدر جالب .. خوشم اومد !!
همين !
لينكتون ميكنم !!
اميدوارم بازم مطالب سياسي در اين سايت ببينم !
============================================================
ممنون. لطف داری نوشی جان
خیلی از حرفهایی که روی دلم مانده بود گفتنش در این نوشته خواندم. ممنون.
=========================================================
مرسی از لطفت سرمه جان. مثل همان مطلب خودت در مورد جمعیت هدف که واقعا دلنشین بود و حرف دل برای من
خوبی ماینوس جان ؟
تصادفا کاملا موافقم :دی :پی
دقیقا امید به تغییرات آدمها در طول زمان و تغییر ارزشهاشون مهمترین چیزیه که نباید یادمون بره...هر چند آدمیزاد غیر قابل پیش بینی ترین موجود دنیاست! فعلا مهم اینه که مردم برن رای بدن ...
سپیده این مد جدید نیست ...من خودم سالیان سال خیلی ها رو دور و برم میشناسم که اعتقادی به شرکت در انتخابات ندارن و بدون مهر بودن شناسنامه شون افتخارشونه ...مردم ما شدیدا از سندروم اهتقاد به Conspiracy Theory رنج میبرن ...فقط و فقط باید اینقدر به گوششون خوند تا بشه کاری کرد. خوب من تا زمانی که اونجا بودم تو اکثر انتخابات اصلی شرکت کردم گاهی برای اینکه کاندادی مورد علاقه ام رای بیاره گاهی هم بین بد و بدتر...ولی الان فقط دارم این گوشه با هر کی حرف میزنم گلوم رو پاره میکنم بلکه برن رای بدن. خیلی هم بد نبوده ...شش هفت نفری رو متقاعد کردم :دی :دی تغییرات و اصلاحات از همین جا شروع میشه :)))))
ولی از همه اینا گذشته آخر تاسف باری واسه این انتخابات حدس میزنم . دیروز هم یه مطلبی راجع به تلاش ا.ن. برای حذف محدودیت دو دوره ای رئیس جمهوری خوندم که دیگه اگه واقعیت داشته باشه شدیدا جای تاسف داره !!!!
=================================================================
همین که موافقی خودش کلی هستش :ِی آره همین حرکتهای کوچیک هم مهمه. ولی من جدای از این انتخابات فکر میکنم این مردم هرچی سرشون بیاد حقشونه. بس که فراموشکارن
رضا جان نمیشه هم گفت که رفتار گذشته یک فرد هیچ ربطی به امروزش نداره، اما متأسفانه انتخاب بین بد و بدتره، به قول خودت که جام شوکرن را سر کشیدی باید همین کار را کرد! دیشب که مناظره تلویزیونی موسوی را دیدم برام جالب بود که چقدر مطالبش کم وزن بود و به جز ۲ تا تیکه به رئیس جمهور فعلی و اتکا با سابقهٔ نچگیش پیش امام و صحبتهای بی ربطش راجع به شهادت امیر کبیر هیچی نگفت [ البته اینکه نقل قول کرد که حق ملت ما فقر نبوده و نیست را خوشم آمد، از اینکه روز ثبت نم هم دست زری روسری گلی را گرفت کیف کردم ؛) ] البته بعدش فکر کردم که خوب اون روی صحبتش با من نیست اون باید نظر اون ۱۷ میلیون نادان قبلی که همچنان منتظر پول نفت سر سفرشون هستند را عوض کنه که لابد اینجور حرف زدن کمکش خواهد کرد.
و اما در مورد دوران جنگ من هم موافقم حتا از بزرگترهای اون روزها هم که سوال کردم اونها هم همین را تصدیق کردند که لا عقل مردم گرسنه و فقیر تا این حد نبودند.
در مورد کروبی با اینکه اطرافیان وزینی دورش هستند اما مشکل خودش که خیلی کله شق و حتا همون شهامتی که کرباسچی نام میبره نشونه کله شقیشه، ولی باز هم بهتر از اینی که الان بر مصدر کار هست! کروبی من را یاد سارا پیلین میندازه، هر دوشون با مزه و باعث تفریح مردم هستند که اگر روی کار میامدند یه ۴ سالی میخندیدیم اما فاتحه سیاست خوانده شده بود!
آدمهای که رائ نمیدهند احساس میکنند که خیلی کول هستند و مثلا میخوان که با این کار دهان کجی کنند به مقامات غافل از اینکه اونها دقیقا همین را میخواهند، چون طرفدران اصلی اونها کسانی هستند که همیشه حضور دارند، من قبول دارم که مستقبلین را با اتوبوس از اینجا به آنجا میبرند ولی چرا گروه مخالف به خودش زحمت نمیده و اقدامی نمیکنه؟؟؟ آخرش هم رضا میرسیم به همون حرف همیشگی از ماست که بر ماست.
===============================================================
باهات موافقم . اما در مجموع برنامه تلویزیونی اش خوب بود. یعنی برای اون جمعیت هدف که گفتم خوب بود و همان چند تا تکه کلفت از صدا و سیما خودش یک گام بلنده. اما در مورد گذشته. نگاه کن من نمیگم گذشته اصلا تاثیر نداره ولی میگم کسی رو نمیشه لزوما با گذشته اش قضاوت کرد. همین عبدی مگر جزو تسخیرکنندگان لانه جاسوسی نبوده یا مگر گنجی چه گذشته ای داشته ولی امروز دقیقا نقطه مقابلش قرار داره یا همین سروش. میدونی چی میخوام بگم . آدمها عوض میشن و دیدشون بازتر میشه واسه همین تاکید بر گذشته دردی از کسی دوا نمیکنه
yaeni chi ke gozashteh che rabti be alan e ma dareh?ageh be gozashteh negah nakonim che shekli baray e ayandeh barnameh berizim?? khavaran o ghazieh 67 be alan e ma dakhli nadareh vali ini ke ye babai 20 sal e baed begeh ke dorosteh momkeneh baezi az inha na-aadelaneh edam shodan o bayad hoghogheshoon be rasmiat shenakhteh mishod avalin ghadam baray e eslaheh , kasi nemikhad mosvai ro be khater e enghelab e farhangi daar bezaneh, kasi shayad hatta nakhad mosavi ro mojazat koneh ama een hagh e haamast ke nazar e mosavai ro beporsan, bebinan alan ageh sharayet e moshabeh pish biad che kar mikoneh ya goor e pedar e kar, nazaresh chieh, een ghazieh ekhtesas be mosavai ham nadareh az karroobi o rezaee o aan agha ham bayad porsideh besheh, vaghti soal misheh labod baray e porsesh konandeh ahamiat dareh
==============================================================
آرمین جان فکر کنم دیدن مناظرات بوش و باراک و تنفس در فضای اونجا شرایط اینجا رو از یادت برده . اگر فکر میکنی که موسوی یا هرکس دیگری میتونه به چنین سوالی جواب بده من توضیح بیشتری برای اضافه کردن ندارم
با تمام حرفاتون موافقم.ما هم نه بی سواد بودیم نه از طبقه فرودست.ولی در تمام انتخابات شرکت کردیم.این پز جدید رای ندادن را جدیدا عده ای برای روشنفکر نشون ددن خودشون می گیرن.تمام کسانی که دور قبل در انتخابات شرکت نکردن،در وضع اسفناک امروز کشور مقصرن.چقدر گفتیم بیاینرای بدین نزارین یه فاجعه رخ بده.گوش نکردن واین فاجعه رخ داد.به نظرم رای به ک.روبی هم فاجعه دیگری است.فقط من یک سوال دارم.ایا حضور مو.سوی + ک.روبی هر دو ،باعث ریزش رای اصلاح طلبان نمیشه؟ ......کاش تا 22 خرداد بیشتر بنوسین در این مورد.شاید با خوندن این جا چند نفر دیگه قانع شن.هنوز عده زیادی هستن که سر در گمند و گزینه ای رو انتخاب نکردن
================================================================
به نظرم چون در مرحله اول شانس برنده شدن کاندید اصلاح طلب نیست تمام هم و غم باید شرکت بیشتر باشه حالا با رای به کروبی یا موسوی تا مرحله دوم بشود با اجماع پیروز شد