نیناش‌ناشم بلده!؟

| 4 نظر | بدون بازتاب

گورنوشت جان قبل از اینکه وارد ادامه بحث شوم، ذکر دو نکته ضروری است:

اول آنکه من در نوشته‌هایم هیچ جا رای دهندگان به کروبی را به بلاهت متهم نکرده‌ام. بلاهت را در مورد کسانی به کار بردم که به نیت اصلاح قصد شرکت در انتخابات ندارند و در جایی دیگر نیز نوع استدلالهای اطرافیان فعلی کروبی بخصوص زیدآبادی را این‌گونه دانستم که کماکان بر روی این حرفم باقی هستم. زیرا کسی که از بین همه شرایط ریاست جمهوری صرف دیدار با ساسی مانکن را علت رای دادن خود می‌داند ابله است از نظر من.

دوم آنکه بحثهای وبلاگی اینچنینی و در این حجم بالا یک ویژگی عمده دارد. آن هم این است که آدمها سعی می‌کنند در جاهایی که سنبه استدلالشان پرزورتر است پررنگ‌تر جلوه کنند و به اصلاح بولد شوند اما از قسمتهای دیگر سرسری گذشته و تقریبا زیرسبیلی رد می‌کنند قضیه را. در پست قبلی قسمتهایی بود که دوست داشتم مبسوط‌تر به آن پرداخته می‌شد که چنین نشد. بگذریم.

من هم سعی می‌کنم با همان تیترهایی که تو انتخاب کردی چند خطی بنویسم باشد که فضای انتخاباتی داغ‌تر شود.

 

انتخاب هیجانی

در این مورد تقریبا موافقم. به هر صورت این یک استعداد و نعمت ذاتی است که هرکسی ندارد. اینکه سخنور قابلی باشی یا خوش قیافه باشی یا بتوانی کلمات را خوب ادا کنی. اما فکر کنم بیش از حد به این آیتم بها داده‌ای،‌ چه در این انتخابات سالهای گذشته به جز دوره خاتمی لزوما فرد خوش‌صحبت‌تر و خوش‌پوش‌تر برنده نبوده است. شاید مصداق این انتخاب هیجانی بیشتر به کار همان جامعه آمریکایی بیاید تا ایران با این پراکندگی عجیب و غریبش از این لحاظ. اینکه موسوی چه می‌گوید و چه شنیده می‌شود تنها مربوط به این دوره و این آدم نیست. این مردم هستند که همیشه از صحبتها آن چیزی که می‌خواهند را می‌شنوند. فرق کروبی و موسوی شاید همین باشد که حرفهای کروبی هرچند قشنگ است اما به خاطر سوابقش آنگونه شنیده نمی‌شود که باید. اما موسوی با همان اندک اشاراتش حرفهایش مقبول‌تر می‌افتد.

 

پرسش از انقلاب فرهنگی و موارد مشابه

اینکه موسوی سعی دارد گذشته‌اش را پررنگ جلوه دهد غیرمنطقی نیست. یک مدیریت قابل قبول در عرصه جنگ و تحریم نکته مثبتی است که نمی‌شود از آن گذشت. بخصوص که درد امروز مردم درد اقتصاد و درد تورم است. اینکه لزوما برگشت به دهه 60 باید همراه شود با نشان دادن نکبتهایش ،‌گزاره درستی نیست. چون این نکبتهایی که بخصوص در حال حاضر به آن اشاره می‌شود به طور عمده ربطی به موسوی نداشته است. اینکه سروش از آن گفتمان فاصله گرفته و سعی می‌کند تبری جوید، داستانش یک مقدار فرق می‌کند. کاری که سروش می‌کند دوری جستن از گذشته‌اش نیست. بلکه توپ را انداختن در زمین دیگر شخصیتهای دهه 60 است. به عبارتی اگر کسی از گذشته‌اش پشیمان باشد باید نقش‌اش را پذیرفته و بابتش اظهار ندامت کند. اما سروش تنها کاری که می‌کند رفع اتهام از سوی خودش و متهم کردن دیگران است. در سایت امروز نجفی وزیر سابق جوابیه‌ای به سروش دارد که به علت فیلتطر بودن به آن لینک نمی‌دهم ولی فحوای آن دقیقا همین است. یعنی در انقلاب فرهنگی نقش موسوی به مراتب کمتر از سروش و آن هیات اولیه قضیه بوده است. طبعا این قضیه غیرمنطقی است که اگر موسوی در آن برهه در عرصه‌ای موفق بوده باید جوابگوی تمام نقایص‌اش هم باشد.

 

تاثیر گفتمان

اگر از آن قسمت احیا دموکراسی و حقوق شهروندی بگذریم که بیشتر به شعار می‌ماند تا عمل، رجعت به گذشته لزوما اتفاق ناخوشایندی نیست. به عبارتی اگر کسی در آمریکا مثلا از دوره طلایی اقتصاد دوران کلینتون تعریف کند و در وضع فعلی اقتصادی نوید بازگشت آن دوران طلایی را بدهد کار نابخردانه‌ای انجام نداده است. اساسا وقتی آینده‌ای به آن درخشانی که تو داری به تصویر می‌کشی محتمل نباشد خواه به خاطر شرایط خواه به خاطر حامل آن گفتمان که کروبی باشد، گذشته خودش را بیشتر به یادها می‌آورد. کمااینکه غایت این مردم برگشت یک اتفاقی در مایه‌های دوم خرداد است و نه چیزی بیشتر از آن. شاید حتی به چند خط پایین‌تر از آن هم راضی باشند. فضای ذهنی یک چیز است و آن چه با گوشت و خون احساس می‌شود چیز دیگر.

 

مشکل گفتمان انتخابات پیش رو

گفته‌ای کروبی 10 سال پیش اطرافیان امروز خود را افراطی نامید. فکر کنم قدری اشتباه حساب کردی. اگر به همان صحبتهای انتخاباتی چهار سال قبلش برگردی می‌بینی که همچنان آدمهایی که از عبدی بسیار کمتر افراطی بودند با چوب کروبی و حزب متبوعش رانده می‌شدند. اما چه شد که به یکباره این چرخش اتفاق افتاد؟! این همان سوالی است که پاسخی به آن ندادی. تو بهتر از من می‌دانی که عقیده بیش‌بها داده شده -Overvalued Idea- یک قدم مانده است تا هذیان. به عبارتی آن ارتباط نصفه و نیمه‌اش را با حقیقت حفظ کرده. حالا با چه متر و معیاری تو ادعا می‌کنی کروبی نسبت به 4 سال که چه عرض کنم، به همین چند ماه قبل‌تر عوض شده است؟! اگر کسی مثل مخملباف بیاید و از عقایدش برگردد، راحت‌تر قابل پذیرش است. چون در این سالها دیده است و خوانده است و ذره ذره تغییر مسیر داده است. یاد بیمار بخش روانپزشکی می‌افتم که ادعا می‌کرد امام زمان است. از ECT هم بسیار می‌ترسید. وقتی plan شوک برایش گذاشته شد به اتاق معاینه برگشت و گفت اشتباه می‌کرده و تمام صحبتهایش حاصل یک توهم بوده. از دکتر گودرزی پرسیدم که چرا حرفش را باور نمی‌کنید!؟ گفت روند از بین رفتن هذیان این گونه نیست. اول بیمار شک می‌کند کلی با خودش کلنجار می‌رود و ذره ذره این اعتقاد در او سست می‌شود تا نهایتا از بین برود. کما اینکه بیمار به علت اینکه صبحانه خورده بود ECT‌ اش کنسل شد و دوباره به اتاق برگشت و ادعای امام زمان بودن را از سر گرفت. الغرض خواستم بگویم این تغییری که تو از آن دم می‌زنی در مورد کروبی اتفاق نیفتاده است. بلکه تنها یک موج سواری لحظه‌ای است برای برنده شدن. زیرا چنین تغییری نیاز به یک بازه زمانی خیلی بیشتر دارد. خیلی بیشتر از چیزی که امروز در مورد کروبی شاهدش هستیم

 

طبقه متوسط

در مورد طبقه متوسط با تو موافقم. اصولا ما طیف وسیعی از صدکهای جامعه را طبقه متوسط در نظر می‌گیریم. که شاید تنها درصد اندکی شامل آن شود. به همین خاطر هم هست که طبقه متوسط کم اثر است. اصولا تحصیل یک زمانی در این مملکت وسیله تغییر طبقه اجتماعی و ثروتمند شدن بوده اما کم کم کارکردش را از دست داده و نه تنها طبقه اجتماعی را عوض نمی‌کند که گاهی سبب حرکت آن به یک رده پایین‌تر هم می‌شود. به همین خاطر این طبقه متوسط را نمی‌توان ارزیابی کرد چراکه تحصیلات با توجه به عمومی شدنش تقریبا در تمام طبقات شهری به استثنای یک درصد اندکی ریشه دوانده. اما با خودش فرهنگ همراه نیاورده. به همین منظور و به علت همین گستردگی نمی‌توان با یک نسخه همه را راضی کرد. آن طبقه متوسطی که طرز فکر ما را به رسمیت می‌شناسند به قدری اندک هستند که بشود از آنها در انتخابات چشم‌پوشی کرد. زیرا قسمت عمده طبقه متوسط کلی دردشان همان درد اقتصادی است و گفتمانشان نیز مشابه طبقات پایین‌تر است تا طبقات بالاتر جامعه. اما در مورد 16 میلیون و ... من فکر کنم آن بیس که تو می‌گویی نهایتا 7-8 میلیون بیشتر نیست. در دوره اول رای کروبی که اکثریت‌اش 50 هزار تومانی‌ها بودند. رای مهرعلیزاده هم که قومیتی بود. رای رفسنجانی هم ملغمه ای از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و طبقه متوسط و پایین و ... را با خود داشت که قابل تفکیک نیست. اما در دور دوم ده میلیون به رفسنجانی رای دادند. از این تعداد اگر 80٪ شان آن بدنه‌ای باشند که تو از آن سخن می‌گویی دست بالا می‌شود 8 میلیون. آن بقیه خاموش همانطور که گفتم طبقه قابل پیش‌بینی نیستند و به سبب همان تحصیلات احساس می‌کنند که تئوریسین هم شده‌اند که در نتیجه حضورشان مستلزم صرف هزینه‌های بسیار است و نهایتا مشخص هم نمی‌شود که رای‌شان به صندوق چه کسی ریخته می‌شود. کم نبودند طبقه مرفهین جامعه که رای خود را برای احمدی‌نژاد به صندوق ریختند.

در مورد لقمانیان هم فکر کنم نهایتا این حکم حکومتی بود که گره از کار گشود. من کردیت آن را به حساب کروبی نمی‌نویسم.

 

احزاب اصلاح‌طلب

خوب فکر کنم بارزترین پارادوکس صحبتهایت در همین قسمت است. تو از سویی به کارکرد حزب معتقدی و حزب کروبی را یکی از امتیازاتش می‌دانی اما وقتی نوبت می‌رسد به کارگزاران دقیقا نظرت وارونه می‌شود. تو گفته‌ای اعتبار کارگزاران را به مهاجرانی و کرباسچی می‌دانی. خوب این یک نظر شخصی است اما فکر کنم تفکر حزبی چنین چیزی را برنمی‌تابد. اساسا وقتی حزب به یک تصمیم‌گیری بر اساس اجماع اکثریت اعضایش بر حسب اساس‌نامه‌اش می‌رسد خلاف آن عمل کردن نشانه ناخوشایندی است از همان تفکر هیاتی به جای تفکر حزبی. یعنی وقتی کرباسچی و مهاجرانی برخلاف نظر حزب متبوعشان عمل می‌کنند عملا نشان می‌دهند که به چنین چیزی معتقد نیستد و این یک نقطه ضعف بسیار بسیار بزرگ در کارنامه‌شان است. همینطور در مورد ابطحی که گفتی ارزش خود را بیشتر از یک دلقک کرده با این انتخابش. اگر عضو مجمع روحانیون است پس باید به نظر حزب متبوعش احترام می‌گذاشت که نگذاشت. من رفتار جامعه روحانیت مبارز را در این زمینه خیلی بیشتر منطقی می‌دانم که وقتی به آن 3/2 مورد نظر نرسیدند هرکسی جدای از حزبش اعلام حمایت از کاندید مورد نظرش کرد و اینطور نبود که حزب یک چیز بگوید و آن اقلیت داخل حزب ساز خودشان را بزنند. اما در مورد تحکیم. البته اگر چیزی از تحکیم مانده باشد که نمانده . و در نتیجه من تحکیم را جزء آن احزاب تاثیرگذار اصلاح‌طلب به حساب نمی‌آورم. اما زیدآبادی را کماکان یک ابله تندرو می‌دانم که 4 سال قبل در رده تحریمی‌ها باعث تسهیل ورود احمدی‌نژاد شد. این پاسخت در کامنتدونی‌ات را هم قبول ندارم که تقصیر مردم است که گول زید‌آبادی و امثالش را خوردند. به هر‌حال وقتی کسی از یک سطح بالاتر به قضیه نگاه می‌کند قاعدتا نقش‌ عمده‌ای دارد در به حرکت درآوردن جامعه. استدلالت در کامنت دونی بیشتر یک سفسطه است تا استدلال منطقی. اما در باب بلاهت زیدآبادی به این لینک فارس نگاه کن. کسی که رقیب اصلاح‌طلبش را چنین می‌کوبد صرفا بر بلاهت خودش صحه می‌گذارد. اینکه وضع اقتصادی فعلی را به خاطر دولت موسوی بدانیم از آن حرفهای خنده‌داری است که فقط از زیدآبادی برمی‌آید. در دوره‌های اخیر انتخابات و بحث و فحص‌ها هیچگاه صحبت از نقش دولت موسوی در اقتصاد نبوده اما چگونه به یکباره همه تقصیرات به گردن موسوی انداخته می‌شود !؟ و از همه جالب‌تر آن تکه است که می‌گوید ما قصد داشتیم عبدالله نوری را معرفی کنیم. هر بچه مدرسه‌ای‌ می‌داند شانس تایید شدن نوری از چند درصد تجاوز نمی‌کرد!‌ آن وقت آقای زیدآبادی که رکورددار جدی‌ترین اعتصاب غذا است انتظار داشته که همه دست نگه‌دارند و بروند پشت نوری و بعد وقتی شورای نگهبان رد صلاحیت‌اش کرد عملا فرصت هیچ کاری نباشد و ریاست جمهوری را دودستی تقدیم رییس دولت فعلی کنند! بلاهت اگر معنی‌اش این نیست پس چیست؟!

و در نهایت پاسخ من را ندادی که چرا هیچکدام از احزاب اصلاح‌طلب پشت کروبی نایستادند؟! حتی مجمع روحانیون مبارز هم که تو اسمش را نیاوردی هم پشت کروبی نایستاد؟!

 

و پارادوکس دوم قضایا اینکه تو به موسوی به خاطر انتخاب گفتمان اصولگرایی‌اش می‌تازی و او را اصولگرا می‌دانی نه اصلاح‌طلب. علیرغم اینکه به جبهه اصلاح‌طلبان نزدیکتر است. اما اگر قالیباف کاندید می‌شد به قالیباف رای می‌دادی که یک اصولگرای صرف است. اما تکنوکرات بودن و عملگرایی‌اش را مدنظر قرار می‌دادی و بی‌خیال اصولگرایی‌اش می‌شدی اما در مورد موسوی دقیقا عکس قضیه اتفاق می‌افتد و آن تکه اصلاح‌طلبی-اصولگرایی از همه چیز مهم‌تر می‌شود!؟ به اضافه اینکه صرف عقاید سوسیالیستی داشتن چیز بدی نیست. این مملکت اگر روزی بتواند مثل سوئد شود باید کلاهش را به آسمان هفتم پرت کند. انگ کمونیست زدن به موسوی و ضدیت با سرمایه‌داری بیشتر یک ترفند انتخاباتی است. مهم این نیست که سرمایه‌داری نظام حاکم باشد یا سوسیالیسم. مهم این است که آن سیستم درست اجرا شود، آنطور که باید.

در آخر برای اینکه از استاد ساسی مانکن هم یادی بکنیم این کاریکاتور را نگاه کنیم. این کاریکاتور با اینکه جنبه طنز دارد اما نکته ظریفی هم دارد. آن هم اینکه علیرغم همه حرفها و شعارها کروبی نیناش‌ناش بلد نیست متاسفانه!

 

 

 

 

بدون بازتاب

http://minoanking.com/mt/mt-tb.cgi/20لینک بازتاب:

4 نظر

رضا شما همون رضاي خودموني ؟ پليز تو ميت يو اگن ((((:
متن رو نخوندم بعد دوباره سر ميزنم .

============================================================

بعله خودمان هستیم :ی

mamnoon az khabaret, site bi filteret ham mobarak!

==============================================================

مرسی و ممنون که سر زدی

چه کارتون بامزه‌ای!ا
من عاشق این ترانه‌ی ساسی مانکن‌ام، ویدیوموزیک‌‌اش معرکه‌ست :)))

======================================================

موافقم. کوجی و دار و دسته اون وریها باید بیان یاد بگیرن واقعا! 30 ساله دارن کلیپ می سازم یک دهم این هم نمیتونن کار خوب بسازن

هر کسی‌ که طرفدار کسی‌ میشه حتما توجیه خودش را داره حالا درست یا غلط دیگه همینه که هست، ولی‌ همونطور که خودت گفتی‌ اولویت باید با رائ دادن باشه به هر کسی‌ غیر از اینی که الان هست، یا به قول کروبی تو دانشگاه آزاد نجف آباد این اختلاف‌ها بین طرفداران کروبی و موسوی به نفع کسی‌ نیست جز احمدی نژاد! فعلا تنها کاری که می‌شه کرد اینه که همه رائ بدیم و در دور دوم حتا اگر کاندیدای مورد علاقمون انتخاب نشده بود باز هم رائ بدیم به نفر دیگر غیر از احمدی نژاد، این اختلافات درونی‌ دور قبل باعث شد که به این وضعیت اسفناک امروز بیفتیم، اگر چه من موندم هر کسی‌ که رئیس جمهور بشه چجوری می‌خواد کسری بودجه ۲۰ میلیارد دلاری سال دیگه را جبران کنه؟

پ.ن: آخ که من چقدر آهنگ‌های ساسی مانکن را دوست میدارم :))) تازگی اینجا دی جی‌های ایرانی‌ بیشتر از آهنگ‌های لوس آنجلسی آهنگ‌های وطنی انتخاب می‌کنن! بعدش ما میگیم که احمدی نژاد بد آدمیه، همین ساسی مانکن در دوران احمدی نژاد ظهور پیدا کرد! ما عجب آدم‌های نه سپاسی هستیم نسبت به حکومت این بنده خدا! خنده دار میدونی‌ چیه، احمدی نژاد میگفت نگاه کنین من چقدر خوبم، ۴ سال پیش آمریکا می‌خواست به ما حمله کنه حالا می‌خواد با ما دوست بشه، اینا به خاطر منه! یکی‌ نیست بگه..... اگر مک کین روی کار آماده بود باز هم می‌خواست با ما دوست بشه؟؟؟
=================================================================

ما هم پیش فرشمون اینه که همه شرکت میکنن و به یکی از این دو تا یا حتی رضایی رای میدن و مرحله دوم هم به نفر راه یافته. این بحثها بیشتر برای روشن شدن موضع و تبیین مواضع است و بالا بردن شانس برنده شدن در مرحله اول در صورت اجماع :ی

ارسال نظر