قبل از سفر به رم از کسانی که سابقه سفر به ایتالیا داشتند کلی توصیه و هشدار دریافت کردیم مبنی بر آمادگی برای مقابله با انواع و اقسام شرایط غیرمنتظره که منتج میشه به یک کلاهبرداری. حالا به روشها و شیوههای مختلف. از اینجا بود که فهمیدیم برادران ایتالیایی به علت تبادلات فرهنگی طولانی مدت با ما کلی شبیه ما هستند.
وقتی منتظر رسیدن چمدانها در فرودگاه به انتظار ایستاده بودم توجهم به چند تابلوی نصب شده روی دیوار جلب شد که نحوه رفتن از فرودگاه به سمت شهر را با وسایل نقلیه مختلف اعم از مترو و اتوبوس و ... توضیح داده بود. زیرش هم نوشته بود سوار وسایل متفرقه نشوید. با دیدن این هشدارها فهمیدم قضیه کلاهبرداری و اینها گویا خیلی جدی است.
خلاصه بعد از رسیدن بار همینجوری که دنبال محل تاکسی ها بودم مرد جوانی با سر و وضع مرتب و خندان آمد جلو. کارتی آویزان گردنش بود که یک کم خیالم را راحت کرد که طرف احتمالا راننده تاکسیهای فرودگاه است. به ما توصیه شده بود که به هیچ وجه سوار ماشینهای بدون آرم تاکسی نشویم. من خودم هم شب قبل تو اینترنت سرچ کرده بودم راجع به مسیر و قیمتها. خلاصه ازش قیمت پرسیدم. گفت: 70 یورو. گفتم: من دیدم تو اینترنت که 50 یوروئه. بعد توضیح داد که قیمت شاتل این قدره نه تاکسی. بعد ما رو برد پهلوی یک آدمی مثل رییس خط که قبض صادر میکرد. راننده جدیدی آمد ما را سوار ماشین کرد و چون هنوز دو تا مسافر دیگر قرار بود سوار شوند ماشین را روشن کرد و کولرها را روشن کرد تا از گرمای هوا در امان باشیم. بعد هم در مسیر از فرودگاه تا شهر با اینکه انگلیسیاش در حد بلد بودن چند کلمه بود به هر آثار تاریخی که میرسید سعی میکرد شکسته بسته یک چیزهایی دربارهاش بگه. حالا این قضیه را داشته باشید تا برسیم به تهران.
در تهران برای بار اول بود که از فرودگاه امام میخواستم با تاکسی بیام. الحمدلله اطلاعاتی در مورد هزینه و اینها که اصلا موجود نبود. خلاصه از عَموم شنیدم که دو نوع تاکسی هست و یک مدلش نرخ ثابته و یک مدلش تاکسیمتردار. از در فرودگاه که آمدیم بیرون. به مسئول خط همزبان میگم یک تاکسی میخوام به مقصد فلان جا. یک تاکسی را نشان من میده. باز بهش میگم این نرخ ثابته یا نه؟ راننده هم که در این لحظه پارک کرده با دمپایی و سر و وضع کثیف آمد وسط بحث. خطاب به مسئول خط که نه ولش کن اینو من نمیبرم. با یک لحنی که انگار درخواست تاکسی اون مدلی کفر بوده. مسئول خط هم با تریپ لاتی درمیآد که فرقی نمیکنه. اونا نرخش 25 تومنه. این هم همینقدرها میشه. من باز هم خواسته قبلیام را تکرار میکنم. و علیرغم غرولندها سوار یک ماشین دیگر میشویم و میرویم خانه.
این یکی دیگر از فرقهای عمده اینطرف و آنطرف است. شما به عنوان کسی که پول میپردازید و درخواست خدمات خاصی دارید از حقوق مشخصی برخوردار هستید. به عبارتی فرد خدمت دهنده سعی میکند رضایت خاطر شما را جلب کند. در ایتالیا که از این لحاظ به نسبت شمال اروپا به کلی داستان متفاوت است باز هم تفاوت عمدهای نمیبینید. یعنی بارها شد که متوجه میشدی به عنوان توریست دارند دولا پهنا حساب میکنند یا جنس غالب میکنند بهت اما این قدر با خوشرویی و خنده و احترام اینکار را میکردند که تو با رضایت خاطر کلاه را میگرفتی و دودستی بر سرت میگذاشتی. اما اینجا که خانهات هست با کمال وقاحت سرت کلاه میگذارند، رعایت ادب و احترام را نمیکنند و تازه آخر سر یک چیزی هم طلبکار هستند.